محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2111

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و چون روز حركت ابو موسى در رسيد و بارهاى خويش را از مصر بر چهل استر برون آورد عنان او را گرفتند و گفتند : « ما را بر اين مركوبان اضافى بنشان و به كار پياده روى كه ما را ترغيب مىكردى علاقه نشان بده . » آنگاه قانعشان كرد كه مركبش را رها كردند و ابو موسى برفت آنها نيز پيش عثمان رفتند و بر كنارى او را خواستند و گفتند : « نمىخواهيم همه چيزهايى را كه مىدانيم بگوييم او را با ديگرى عوض كن . » گفت : « كى را مىخواهيد ؟ » غيلان بن خرشه گفت : « هر كه باشد از اين بنده كه زمين ما را بخورد و كار جاهليت را ميان ما تجديد كرد بهتر است كه از اين اشعرى كه حكومت اشعريان را معتبر مىدارد و حكومت بصره را حقير مىداند جدا شويم اگر صغيرى را امير ما كنى بهتر است يا بزرگترى را سالار كنى بهتر است و ما بين كوچك و بزرگ هر كه باشد بهتر است . » پس عثمان عبد الله بن عامر را بخواند و عامل بصره كرد و عبيد الله بن معمر را سوى فارس فرستاد و عمل او را به عمير بن عثمان بن سعد داد . به سال چهارم امين بن احمر يشكرى را عامل خراسان كرد و هم به سال چهارم عمران بن فصيل برجمى را عامل سيستان كرد . عاصم بن عمر عامل كردمان بود كه آنجا درگذشت ، فارس بشوريد و بر ضد عبيد الله بن عمرو قيام كرد و مردم در استخر بر ضد او فراهم شدند و عبد الله كشته شد و سپاه او هزيمت شد و خبر به عبد الله بن عامر رسيد كه مردم بصره را به حركت دعوت كرد و مردم با وى روان شدند ، مقدمهء وى با عثمان بن ابى العاص بود . در استخر با آن جمع تلاقى شد و بسيار كس از آنها بكشت كه هنوز از آن به ذلت درند و خبر را براى عثمان نوشت و او نوشت كه هرم بن حسام يشكرى و هرم بن حيان عبدى را كه از عبد القيس بود و خريت بن راشد را كه از بنى سامه ( ناجيه ؟ ) بود و منجاب بن راشد و ترجمان هجيمى را بر ولايتهاى فارس امارت دهد . خراسان را نيز به شش نفر